|
|
|
|
Agent نماينده ، کسی که از طرف شخصی استخدام شده تا کاری را برای او انجام دهد.
Ask rate پايين ترين قيمتی که برای فروش کالا/ ارز ارائه می شود.
Balance موجودی، مقدار پولی که در حساب وجود دارد.
Base Currency 1 ارزپايه ـ ارزی که جفت ارزی ديگر برا ساس آن نرخ گذاری می شود .در بازار فارکس ارز پايه معمولا دلار است .به اين مفهوم که نرخها معمولا به عنوان واحد از دلار داده می شود.
Bear خرس ـ روند نزولی ـ سرمايه گذاری که معتقد است قيمت بازار روند نزولی دارد.
Bid خريد ـ قيمتی که جهت خريد يک ارز داده می شود وخريدار آماده انجام معامله در آن قيمت است.
Bretton Woods Accord Of 1944 قرارداد برتون وودز در سال 1944 ـ موافقتنامه ای است که نرخ ثابتی را برای بانکهای مرکزی که در بازار ارز دخالت داشتند بوجود آورد وقيمت يک اونس طلا را برابربا 35 دلار قرارداد . اين موافقت نامه در سال 1971 لغو شد.
Broker بروکر ـ شخص ويا موسسه ای که به عنوان واسطه، خريدار وفروشنده را به يکديگر می رساند ودر اين ميان کارمزدی می گيرد. Bull گاو ـ روند صعودی- سرمايه گذاری که معتقد است قيمتها روند صعودی دارند.
Buy خرید
Bundesbank بانک مرکزی آلمان
Cable اصطلاح معامله گران برای اعلام نرخ پوند استرلينيک در برابر دلار،اين اصطلاح اواسط سال 1800ميلادی بدليل اينکه نرخهای اين ارز از طريق کابل منتقل می شد مورداستفاده قرارگرفت. Candlestick Chart
نمودار شمعی ـ نموداری که نوسانات قيمتها را در طول روز نشان می دهد.
Central Bank
بانک مرکزی ـ به بانک يا سازمان دولتی که سياست پولی يک کشور را اداره می کند.
Chartist
شخصی که از نمودارها وطرحها واسناد تاريخی جهت يافتن روند قيمتها وپيش بينی نوسانات آينده همزمان با استفاده از تحليل های فنی استفاده می نمايد.
Commission
کميسيون ـ کارمزدی که برو کر برای انجام معامله می گيرد.
Confirmation
تأييديه - مدرکی که بين دوشريک رد وبدل می شود تا انجام معامله را تأييد نماید.
Unit , Lot or Contract
لات ـ واحد استانداردی از معامله بر روی ارز بخصوصی
Currency Risk
ريسک ارز ـ از دست دادن سرمايه زمانی که نرخ ارز در مسير مخالف معامله، نوسان پيدا می کند.
Day Trading
معامله روزانه ـ باز کردن وبستن معامله در طول يک روز
Dealer
دلال ـ کسی که به عنوان شريک ويا مدير برای انجام يک معامله عمل می کند وسفارش خريد ويا فروش می دهد.
Estimated Annual Income
در آمد تخمينی سالانه
European Central Bank بانک مرکزی اتحاديه ی پولی اروپا Federal Reserve(Fed)
فدرال رزو ـ بانک مرکزی آمريکا
Foreign Exchange(or Forex or fx)
خريد وفروش ارز در بازار آزاد- اغلب نرخ های فارکس بر اساس دلار داده می شود.
Fundamental Analysis
تحليل بنيادی یا خبری -تحليهایی که براساس رويدادهای اقتصادی وسياسی صورت می گيرد وهدفش تعيين نوسانات آيندة بازارهای مالی است.
Futures
سلف- به معامله ی کالاهایی از قبيل : ارز، سهام وغيره میگویند که در يک قيمت خاص و زمان خاص انجام گیرد.
GTC
سفارشی که برای خريد يا فروش در يک قيمت ثابت داده می شود . اين سفارش باقی می ماند تا زمانی که اجرا شود ويا منتفی شود.
High /Low
بالاترين و پايين قيمت مبادله ی کالا/ ارز دريک روز
Inflation
تورم ـ شرايط اقتصادی که درآن قيمت کالاهای مصرفی بالا می رود وقدرت خريد را پايين می آورد.
Initial Margin سرمايه ی اوليه ـ مقدار اولية پولی که برای باز کردن حساب به عنوان تضمينی برای انجام معاملات در آينده نياز داريم.
Interbank Rater
نرخهای بين بانکی ـ نرخهای مبادلات ارزی که بانکهای بين المللی بزرگ به ديگر بانکهای بين المللی بزرگ می دهند.
Limit Order
پيش خريد وفروش ، سفارش خريد زير يک قيمت خاص وفروش بالای يک قيمت خاص
Long
خريد کالا ويا ارز ،اگر قيمت بازار صعود کند، ارزش آن افزوده می شود.
Margin
سرمايه احتياطی ـ پولی که مشتری جهت هر گونه ضرری که بر اثر نوسانی که در مسير مخالف معامله اش صورت گرفته باید به حسابش واريز نمايد.
Margin Call
در خواستی از طرف برو کرويا دلال برای واريز مبلغی بيشتری به حساب از طرف مشتری تا سرمايه احتياطی را تا حد نياز بالا بياورد وبه واين وسيله ادامه ی معامله را که به دليل حرکت بازار عليه مشتری به خطر افتاده را تضمين نمايد.
Market Maker
بازارساز ـ دلالی که قيمتی را می دهد وحاضر است که درآن قيمت بخرد ويا بفروشد.
Market Order
سفارش بازارـ دستوری است برای خريد وفروش به قيمت بازار
Offer
قيمتی که فروشنده حاضر به فروش است.
One Cancels Other Order - Oco Order
سفارشی که اجرای قسمتی از آن بطور خود کار سفارشی ديگر را منتفی می کند.
Open Order
سفارش خريد وفروش زمانی که قيمت بازار به قيمت مورد نظر می رسد.
Open Position
معامله ای که هنوز کامل نشده وسرمايه گذار منتظر تغييرات قيمت است.
Order
سفارش ـ دستوری از طرف مشتری به يک برو کر برای انجام معامله
Overnight
معامله ای که تا روز بعد، به صورت باز، باقی بماند.
Pip or Points
کوچکترين واحد حرکت ويا نوسان قيمت در بازار ارزرا پيپ يا نقطه می گويند.
Political Risk
ريسک سياسی ـ تغيير در سياست گذاری دولت کشوری که ممکن است تأثير نامطلوبی بر معاملات يک سرمايه گذار داشته باشد.
Position معامله ـ چشم انداز يک معامله خريد يا فروش است .ومی تواند به مقدار ارزی که يک سرمايه گذار دارنده ويا قرض گيرنده آن است نيز اطلاق می گردد.
Premium
در بازار ارز به مقدار نقطه ای می گويند که برای تعيين قيمت آينده وبه نرخ لحظه ای اضافه می شود.
Price Transparency
هر مشترک بازار دسترسی برابربه قيمتها دارد.
Quote
مظنه ـ نشانگر قيمت بازار ـ بالاترين قيمت خريد وپايين ترين قيمت فروش را در هر زمانی نشان می دهد.
Rate
نرخ ـ قيمت ارز در برابر ارز ديگر
Resistance
اصطلاحی در تحليل فنی که نشان دهنده ی مرحله ای است که قيمت يک ارز قابليت بالاتررفتن از آن نرخ را ندارد.
Risk Capital
سرمايه قابل ريسک ـ مقدار پولی است که شخص می تواند سرمايه گذاری کند واز دست دادن آن تأثيری در زندگی اوندارد.
Sell
فروش
Short
فروش کالا /ارز بدون اينکه واقعا مالک آن باشید.
Short Positions
معامله ای که نتيجه فروش کوتاه مدت باشد از کاهش قيمتها سود برده وهنوز به قيمت مورد نظر نرسيده است.
Spot
معامله ای که فورا"صورت می گيرد اما سرمايه در روز بعد از انجام معامله دست به دست می گردد.
Stop Order
سفارش خريد / فروش براساس يک نرخ توافقی . شخص می تواند از قبل سفارش خريد يا فروش بگذارد زمانی که نرخ ارز به نرخ توافقی می رسد معامله بطور اتوماتيک انجام می گيرد.
Spot Price
قيمت هم اکنون بازار ـ (لحظه ای ) معاملات لحظه ای معمولا در طی دو روز کاری صورت می پذيرد.
Spread
اختلاف نرخ بين خريد وفروش
Support Levels
اصطلاحی در تحليل فنی که نشانگر اينست که قيمت از يک سطح مشخص پايين تر نخواهد رفت.
Swaps
تبديلها ـ زمانی که يک ارز را به ارز ديگر تبديل کنيم ، بعد ارز خريداری شده را نگه داشته وپس از مدت مشخصی مبادله کنیم.
Sterling
اصطلاحی برای پوند
Technical Analysis
تحليل فنی ـ تلاش برای پيش بينی آينده ی فعاليت بازار بوسيله تحليل مدارک واسنادی از قبيل نمودارها ، روند قيمتها وحجم مبادلات و غیره
Tick کمترين نوسان قيمت
Ticker
تيکر ـ نشان دهنده ی تاريخ کنونی واخير يک ارز با فورمت نمودارها وجدولها
Tomorrow Next-Tom /Next
خريد وفروش همزمان ارز برای انتقال در روز بعد
Transaction Cost
هزينه ای که برای خريد يا فروش کالا/ ارز بايد پرداخت.
Date Transaction
تاريخی که يک معامله صورت می گيرد.
Two Way Price
دادن مظنه ی همزمان خريد وفروش در معاملات فارکس
Uptick
دادن قيمت جديدی برای یک ارز که از قيمت قبلی بالاتر باشد.
Value Date
تاريخ اعتبار- تاریخی که هر دو شريک يک معامله حهت پرداخت مبادلات موافقت می کنند.
Variation Margin
سرمايه احتياطی مازادی که يک بروکر از مشتری خود بدليل نوسانات بازار درخواست می کند.
Volatility
آمارنوسانات قيمت در مدت زمانی معلوم-جهش ناگهانی قیمتها |

















